

همزمان با سی یکمین سالگرد انقلاب اسلامی اولین شماره کاغذباتله دوربین.نت منتشر شد.
به گزارش روابط عمومی دوربین.نت، کاغذباتله از این به بعد هفته اول هرماه به صورت داخلی منتشر میشود و بین اعضا و علاقمندان عکاسی توزیع خواهد شد. کاغذباتله در هر شماره به آخرین اتفاقات و اخبار دوربین.نت و دنیای عکاسی خواهد پرداخت و سعی خواهد کرد جای خالی نشریهای با موضوع عکاسی خبری و به روز را در دوربین.نت پرکند. در شماره اول کاغذباتله مطالبی با موضوعات ؛ آخرین اخبار دوربین.نت ، آخرین اخبار دنیای عکاسی ، گفتوگوهایی با عکاسان با موضوع محرم و عکاسی از عزاداریهای محرم با مرتضی نیکوبذل، مهدی توکلیان، حسن قائدی، منصوره معتمدی، محمد توکلی و رضا نوراله، گزارشی از سفر اعضای دوربین.نت به روستای مصر به همراه گزارش تصویری ، گزارشی از نمایشگاه هدیه تهرانی در خانه هنرمندان ، نظراتی در مورد نمایشگاه هدیه تهرانی، معرفی کتاب عکاسی ، معرفی عکاس ، بازارچه خرید دوربین عکاسی با قیمتهای استثنایی و کمیک استریپ منتشر شده است. کاغذباتله در ۳۶ صفحه تمام رنگی به همراه یک ضمیمه ۱۶ صفحهای ویژه فراخوانهای نمایشگاهها و مسابقات عکاسی با قیمت ۱۰۰۰ تومان و رایگان برای اعضای کلوپ به چاپ رسیده است.
PDF کاغذباتله هرشماره بعد از مدتی از انتشار بر روی سایت کاغذباتله به نشانی www.Tele.doorbin.net برای علاقمندان در دسترس خواهد بود. همچنین علاقمندان میتوانند برای تهیه کاغذباتله و یا اشتراک به نشانی آن مراجعه کنند.
بالاخره ورد پرس امسال برگزار شد ...
و عکس های برتر سال هم مشخص شدن ..عکس برتر سال ازعکاس ایتالیایی pietro masturzo
از وقایع پس از انتخابات ایران ... عکسی از اعتراضات شبانه تهران که در تاریخ ۲۴ ژانویه گرفته شده .
این لینک زیر هم مجموعه عکس ایران .. عکاس فرانسوی olivier laban هست که در ورد پرس امسال موفق به دریافت جایزه دوم در بخش خبرهای ناگهانی شده .
http://www.worldpressphoto.org/index.php?option=com_photogallery&task=view&id=1717&Itemid=257&bandwidth=high(والا من هر روز دارم این عکس رو نیگاه می کنم تا بفهمم این عکس چی داره که اول شده .. راستش هنوز نفهمیدم ... چون اعتقاد دارم عکس باید چنان گویا باشه که نیاز به کپشن نداشته باشه .. این عکس با کپشنش که معلوم چه هست و چه اتفاقی در اون می افته .. در حقیقت فکر می کنم خیلی عکس های بهتری بود که می شد اول شه .. نظر شما چیه ؟)
روز ولنتاین رو به همه دوستان خوبم تبریک میگم :)
........................................................................................
در سده سوم میلادی که مطابق میشود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن میکند.
کلودیوس به قدری بیرحم وفرمانش به اندازهای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما کشیشی به نام والنتیوس (والنتاین)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری میکرد. کلودیوس دوم از این جریان خبردار میشود و دستور میدهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان میشود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق، با قلبی عاشق اعدام میشود…
بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق میدانند و از آن زمان نهاد و نمادی میشود برای عشق!
.در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۳ روز پس از روز والنتاین. این روز سپندارمذگان یا «اسفندارمذگان» نام داشته است. سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا میکردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه میدادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت میکردند. اخیرا گروهی از دوستداران فرهنگ ایرانی پیشنهاد کرده اند که به منظور حفظ فرهنگ ایرانی سپندارمذگان بجای والنتاین به عنوان روز عشق گرامی داشته شود..
از چند سال پیش در ایران صحبتهایی مبنی بر آمیختن والنتاین با سنتهای اسلامی به گوش میرسد.
محمدرضا زائری، روحانی محافظه کاران، از پیشنهاد دهندگان طرح نامگذاری روز اول ازدواج حضرت علی (ع) (امام اول شیعیان) و همسرش فاطمه زهرا (س)، به عنوان روز عشق ورزی بود.
اکثر فرهنگ های دیرین دنیا ، یه روز در سال برای جشن ابراز عشق و علاقه دارن . ما ایرانی ها هم در فرهنگ زرتشتی ماه مهر رو داریم که مظهر مهربانی ایرانیان و ماه ابراز عشق هست که تو اون ماه روز هایی برای ابراز علاقه به اشخاص مختلف و مراسم متعدد جشن های مهربانی هست. تا حدی که مهربانی جزو عبادت های زرتشتیان یا اجداد ما بوده . تو فرهنگ زرتشتی یه روز دیگه هم هست که این روز (سپندارمزگان) یا (اسفندارمزگان) نام داشته . فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان (روز عشق) به این صورت بوده که در ایران باستان هر ماه رو سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بعنوان مثال روز اول (روز اهورا مزدا)، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی (بهترین راستی و پاکی) که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی (شاهی و فرمانروایی آرمانی) که خاص خداوند است و روز پنجم(سپندار مز) بوده است. سپندار مز لقب ملی زمینه. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشقه چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزه. زشت و زیبا رو به یک چشم می نگره و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می ده. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مزگان رو بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می شده که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشته که در ماه مهر، (مهرگان) لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مز یا اسفندار مز نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مز نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند. یعنی پنجم اسفند روز جشن عشاق یا جشن سپندار مزگان هست
سپندار مزگان جشن زمین و گرامی داشت عشقه که هر دو در کنار هم معنا پیدا می کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران رو بر تخت شاهی می نشوندن ، به اونها هدیه می دادن و ازشون اطاعت می کردند این میشه حرمت واقعی زن
« این بود آیین پارسی و آن نیز آیین تازی که بر دار کردند دوازده هزار کودک رومشکان را در قعر باخت نبرد.»
چشم هایم خسته بودند
از شهر
و از آدمان تکراری .. و از احساس های تلخ و شیرینی که به روحم فرود می آمدند و
مرا به زیر تازیانه خویش می گرفتند .
و قلبم
رنجور از این همه دلیل بیهوده ...
به دنبال جایی بود که احساس های خسته ام را تولدی دوباره بخشد ..
وآنگاه بود که زایش زاینده رود را در غروبی بی پایان دیدم ..
با دیدن این زیبایی وصف ناپذیر .. این رود بی پایان
چنان سر شوق آمدم که فراموش کردم لحظه ای پیش تمام تلخی ها همراه من عجین شده بود.
گویی باری دیگر متولد شده بودم
چون حسی تازه
نگاهی تازه .. باری دیگر در وجودم روئید و مرا تازگی بخشید .
و من باری دیگر متولد شدم .. از نو .. و فراموش کردم تمام ظلمت هایی که در ذهن خویش می پرورانیدم ..
دلم گرفته .. چون تنهایی اومدم سفر ... برای اولین بار ... اونم اصفهان .
مثلا برای این که حالم بهتر شه ...
اما نه این که بهتر نشدم تازه برای اولین بار نه خودم بودم و حس عکاسی هم نداشتم .
خنده داره نه ؟؟
آدم میره سفر تا روحیه اش تغییر کنه اما برای من یکی هیچ چیز عوض نشده ...
داشتم از میدون امام تنهایی و با یک بستنی راه می رفتم و به غروبش نگاه میکردم .. به صدای قار قار بی امان کلاغ ها گوش می سپردم .. احساس کردم همه چیز سرد و بی روح
مثل تهران خودمون شده بود .
توی اون لحظه های سرد
تنها به این می اندیشیدم
گاهی
درآدم چه اتفاقی می افته که ناگاه و یکباره همه چیز درنگاهش تغییر می کنه ...
ویا بی ارزش می شه ....
خیلی سخت .. این روزهای پرکار و اما تلخی که دارم می گذرونم مثل خیلی از شما ها ..
و تنها درگیر این ذهن پریشون و کنجکاوم و مدام از خودم می پرسم این دفعه دیگه چشه ؟
چطوری آرومش کنم .؟
بی خیال بهتره این حرفا رو نشنیده بگیرین ...
شاید اینا رو نوشتم چون خیلی دلتنگ شدم .. دلتنگ شهرم یا دوستانم .. یا عکاسیم ...
اون رو خدا می دونه ...
سبکبار باش اما با سنگین بارها باش
سبکبال باش اما با بال پر شکسته ها پروازکن
تا انجا که پرواز را از یاد نبری .
پرواز پریدن همیشه نیست
گاهی به حس جنس زمین
به رویش گل
به جنس اب روان
به اتش و دود
به سمت دلی که در میانه راه زخمی شده است
باید بر زمین نشست و دانه بر چید .
(آرمان)
آن زن
گم شد .. و کسی به جستجویش بر نخواست .
کجا ؟ .. چگونه ؟؟ از کدام سرزمین ؟؟؟
نمیدانم .
سایت لقمه در نظر دارد با همکاری فرهنگسرای انقلاب دومین دوره مسابقه عکاسی از سفرههای حسینی از «مجموعه مسابقات عکاسی از سفرههای ایرانی، مذهبی» و بر اساس ضوابط و مقررات ذیل برگزار کند.
ادامه مطلب :
http://www.akkasee.com/news/13867/
جلد دوم کتاب فتوژورنالیسم تحویل ناشر دفتر مطالعات و تحقیقات رسانهها شد.
کتاب فتوژورنالیسم یکی از بهترین کتاب هایی که خوندم و در کار خبر به من کمک زیادی کرده . توصیه به دوستان تازه کار .. حتما این کتاب رو بخونید ... چون واقعا راه کار ها و اطلاعات خوبی در کار عکاسی خبری می ده .
الان هم حسابی ذوق کردم و خوشحالم که جلد دومش داره میاد .. خیلی باحاله .. نه ؟؟
بقیه خبر رو در سایت استاد اسماعیل عباسی بخونید :
http://abbasi.akkasee.com/
Levan Kakabadze متولد سال 1984 در ایلات جرجیا و فارغ التحصیل کارشناسی هنر با درجه استادی در Batumi Shota Rustaveli State University است.
Levan عکاسی را از سال 2006 شروع کرده و از محیط پیرامون اش، همسایگان و زندگی شهری عکاسی میکرد. و نیز بیشتر از مردمی عکاسی میکند که وقت زیادی را با آنها میگذراند.
اخیرا او به عنوان یک عکاس حرفه ای فعالیت میکند و عکس هایش در مجلههای متفاوتی چاپ میشود. برخی از کارهایش هم در سراسر جهان به نمایش گذاشته شده اند. برای همین و به جهت معرفی این عکاس هنرمند نمونه ای از بهترین عکسهایش را برای شما گردآوری کرده ایم.
سایت این عکاس :
http://levankakabadze.com/

و نگاه ها را باری دیگر تازه کرد ....
امروز
زیر باران رفتم
و با بغضی عجیب
غریبانه
تو را همراه بارانم صدای کردم .. .
تو را از لحظه های گنگ جستم
و درسکون بی نهایت ها تو را فریاد کردم .
اما انگار ..
نبودی ...
تا رد دلتنگی هایم
ببینی
که تا کجا
پیش می روند و
مرا
مرا که روحم از احساسی سبکبارانه برخوردار است .. به سخره خویش می گیرند .
در آخر وقتی تو راخاموش دیدم
رنجورانه
نامت را به بارانم سپردم
و سرودم شعری تازه و بیدار
.. که شاید
روزی بشنوی آن را
. که دوستت می دارم .. ..
در این دنیا .. در آن دنیا . تاآنجا که حدی نیست و
تنها واژه ها آنجا رنگ بیداری به خود دارند .
............................................................
لیلایم مرا آرام کن .. چون خویشتن
به زیر آن همه خاکی که رویت آرمیده است .
پریشانم
چه میخواهی تو از جانم؟!
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی
خداوندا!
اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای تکه نانی
به زیر پای نامردان بیاندازی
و شب آهسته و خسته
تهی دست و زبان بسته
به سوی خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر میگویی
میگویی؟!
خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایهی دیوار بگشایی
لبت بر کاسهی مسی قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرفتر
عمارتهای مرمرین بینی
و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!
خداوندا!
اگر روزی بشر گردی
ز حال بندگانت با خبر گردی
پشیمان میشوی از قصه خلقت از این بودن، از این بدعت
خداوندا تو مسئولی
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است
چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است ....
شعر از : ( دکتر شریعتی )
..............................................................................
راستش چندوقت پیش یکی از دوستان گمنامم (نقطه) این شعر رو برام فرستادن
اینقدر از خوندن این شعر لذت بردم که دوست داشتم همه دوستان از این شعر رو بخونن و ازش لذت ببرن ..
راستی دوستان اگر شعر و مطلب جالب و خوندنی داشتین برام تو نظر بنویسید تا در دل نوشته های دوستان و به نام شما نمایشش بدم ...
دوست عزیز بابت این شعر ممنون .. :)